معرفی محصول
توضیحات تکمیلی
کتاب عشق و نان مجموعهای از داستانهای کوتاه است که در نگاه نخست ساده بهنظر میرسند، اما در زیر پوست خود، نبردی میان نیاز و آرمان را آشکار میسازند. استریندبری — نویسندهی سوئدی که هم فیلسوف و هم نمایشنامهنویس بود — در کنار دیگر نویسندگان مجموعه، تصویری پرجزئیات از زندگی مردم عادی ارائه میدهد: آدمهایی میان عشق، فقر و انتخابهای ناگزیر.
در این اثر، نان نماد بقاست و عشق، نماد معنا؛ و آنگاه که یکی تهدید شود، دیگری رنگ میبازد. شخصیتهای داستانها اغلب در لحظاتی میان اخلاق و گرسنگی محبوساند، میان آنچه «باید دوست داشت» و آنچه «باید خورد».
ترجمهی محسن سلیمانی نثری دقیق، گویا و پرحس دارد؛ ترکیبی از زبان ادبی با لحن محاورهای که باعث میشود خواننده دردِ سردِ شمال اروپا را به گرمای انسانیِ زندگی روزمره نزدیک احساس کند.
بخشی از متن
مارتا در آشپزخانهای کوچک ایستاده بود. بوی نان تازه و دود مخلوط شده بود، همان تنشِ همیشگی میان زندگی و آرزو.
صدای چکچک باران از پشت پنجره میآمد و او به یاد وعدههایی افتاد که سالها پیش داده بود: وعدهی نوشتن، خواندن، عاشق شدن. حالا همه چیز در آرد و شعله خلاصه شده بود.
در بیرون، مردش، با دستانی ترکخورده، زیر چتر ایستاده بود؛ هر دو میدانستند که عشقشان گرم است اما نانشان سرد.
گاهی فقر، نه دیوار میان انسانها، که آیینهای برای شناختِ عمق محبت میشود. و در آن لحظه، سکوت آشپزخانه گواهی بود بر عشقی که هنوز نفس میکشید، هرچند بیقدرت و بینان.
حاشیه
استریندبری در این مجموعه، پرسشی فلسفی را در قالبی انسانی طرح میکند: مرز میان عشق و معاش تا کجاست؟
«عشق و نان» دربارهی فقر جسم نیست؛ دربارهی فقر معناست ــ آنجا که انسان میان نیازهای راستین و آرزوهای بلند درگیر میشود.
محسن سلیمانی با ترجمهای گرم و صادقانه توانسته است طنز تلخ نویسندگان شمال اروپا را به زبان فارسی منتقل کند؛ طنزی که نمیخنداند، بلکه اندکی روشنمان میکند.
این کتاب یادآور این است که بدون نان، عشق دوام ندارد؛ اما بدون عشق، نان مزهای ندارد. و شاید همین دوگانگی، بزرگترین حقیقتِ زیستن باشد.
-
نویسنده
دیگران, یوهان اوگاست استریندبری
-
مترجم
محسن سلیمانی
-
ناشر
انتشارات سروش
-
سال چاپ
اول 1374
-
موضوع
داستان کوتاه
-
تعداد صفحه
116
-
قطع
رقعی
-
نوع جلد
شومیز


نظرات کاربران