معرفی محصول
آئورا؛ گذار از مرزهایِ واقعیت به قلمروِ رؤیا
آیا حقیقت، چیزی است که در روشناییِ روز دیده میشود، یا در سایههایِ خاکستریِ میانِ خواب و بیداری پنهان شده است؟ رمان کوتاه اما تکاندهندهی «آئورا» اثر کارلوس فوئنتس، تجربهای است که با قوانینِ معمولِ زمان و مکان بازی میکند. فوئنتس با این اثر، خواننده را به خانهای قدیمی و تاریک میبرد؛ جایی که مرز میانِ گذشته و حال، میانِ واقعیت و خیال، و میانِ «من» و «دیگری» بهشدت کمرنگ و در نهایت، فرو میریزد.
این رمان، شاهکاری از جریان «رئالیسم جادویی» است که در آن، واقعیتِ مادی تحتالشعاعِ یک هالهی (آئورا) غریب قرار میگیرد. روایت، از طریقِ شخصیتِ «فلیپ» پیش میرود که در جستوجویِ شغلی جدید، وارد بازیِ پیچیدهای از بازگشتِ خاطرات و تکرارِ سرنوشت میشود. خواننده در طولِ مسیر، نه تنها با یک داستان، بلکه با یک «تجربهیِ زبانی» روبرو میشود؛ جایی که کلمات، مانندِ جادو، لایههایِ زمان را جابهجا میکنند. ترجمهی عبدالله کوثری نیز با درکِ عمیق از بافتِ ادبی و فضایِ سورئالِ متن، توانسته است آن اتمسفرِ سنگین، مرموز و در عین حال شاعرانهیِ اثر را با دقت و ظرافت به زبانِ فارسی برگرداند، بهگونهای که خواننده در میانهیِ کلمات، همان حسِ گیجی و حیرتِ شخصیتِ داستان را تجربه کند
حاشیه؛ چرا این اثر برای دوستدارانِ ادبیاتِ تجربی اهمیت دارد؟
- تجربهیِ روایتِ غیرخطی: «آئورا» نمونهای است بینظیر از روایتی که زمان در آن خطی نیست؛ کتابی که خواننده را مجبور میکند برای درکِ معنا، از منطقِ عادی فاصله گرفته و با منطقِ رؤیا پیش برود.
- استادکاری در رئالیسم جادویی: فوئنتس در این اثر نشان میدهد که چگونه میتوان با کمترین واژگان، فضایی عظیم و وهمآلود خلق کرد که در آن، امرِ غیرممکن، کاملاً طبیعی جلوه میکند.
- فشردهسازیِ معنا: برخلافِ رمانهای حجیم، قدرت این اثر در «تراکم» آن است؛ هر جمله و هر واژه، لایهای از معمایِ اصلی داستان را رقم میزند و هیچ کلمهای بیهوده نیست.
- ترجمهای وفادار به اتمسفر: عبدالله کوثری با حفظِ لحنِ منحصربهفردِ فوئنتس، توانسته است آن فضایِ مبهم و «آئوراگونه» را که کلیدِ درکِ اثر است، در زبانِ مقصد بازتولید کند.
- نویسنده
- مترجم
- انتشارات
- سال چاپ
- موضوع
- تعداد صفحات
- قطع
- جلد

